عبد الله قطب بن محيى
17
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
كريم است كه نشانگر تدبّر ملّا عبد اللّه قطب در قرآن مىباشد . اين مجموعهء نفيس ، رشحهاى از رشحات اقيانوس متلاطم قلبى آتشين و جانى بىقرار است كه گويى با قلم عشق و مركّب شوق بر صحيفهء جانهاى مشتاق و قلوب سالكان و طالبان كمال ، نگاشته شده است . و از طرفى نيز ، صورت قدسى و حقيقت ملكوتى مغفول انسان را ، از پس حجابهاى ظلمانى و نورانى ، هويدا و آشكار مىسازد و عهد الست را يادآور مىگردد ؛ به گونهاى كه انسان بىتابانه و عاشقانه به سوى معرفت و رؤيت جمال جميل و لقاى خويشتن خويش حركت كرده و در اين راه پاى از سر نمىشناسد . ملّا عبد اللّه قطب ، با نفس مسيحايى خود ، در كسوت عارف مقيم در منزل سلامت است ، و به شكرانهء آن ، دست مستان شراب غفلت را گرفته و بانگ برمىآورد كه به خويش بازگرديد و چهرهء دلآراى خود را مشاهده كنيد و صحيفهء ذات نورانى خود را بخوانيد و از بيت مظلم و موحش و بتكدهء تاريك و مهلك نفس بيرون آييد . و هموست كه فرياد مىزند : غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است مجو درستى عهد از جهان سست نهاد * كه اين عجوزه ، عروسِ هزار داماد است كه اى بلند نظر شاهبازِ سدرهنشين * نشيمن تو نه اين كنج محنتآباد است تو را ز كنگرهء عرش مىزنند صفير * ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است « 1 » قطب در اين نامهها ، در مسند راهنمايى دلسوز ، طبيبى حاذق ، سالكى راه رفته و عارفى مقيم در موطن تمكّن ، طالبان سير و سلوك را مخاطب قرار داده ، آنها را به سوى سرچشمهء شراب طهور و حيات طيّبه و لقاى حضرت محبوب فرامىخواند . روش تربيتى قطب و تأثير قلم روحانى و ملكوتى او در اين مكاتيب عرشى چنان گيرا است كه انس با عبارتهاى جذاب و محتواى جانبخش آن ، آدمى را از دار
--> ( 1 ) . ديوان خواجه حافظ شيرازى ، به اهتمام سيد ابو القاسم انجوى شيرازى ، ص 19 .